با فرار جوانان افغانستان ویران باقی خواهد ماند
جنگهای طولانی و خونبار نه تنها زیر بنا های افغانستان را فلج ساخته، بلکه نیروی کارش را نیز ربوده است. بد بختی در این است که در حال حاضر هم همین نیروی حیاتی (قوه کاری) در حال فرار از افغانستان است.
چهلمین سال تداوم جنگ در افغانستان روبه تکمیل شدن است، این جنگ دوامدار و طولانی افغانستان را از مسیر پیشرفت و ترقی دور نگهداشته است. کشور های در گیر در جنگ، اعتماد خود را برای آینده از دست می دهند و این عدم اعتماد در حقیقت، جنازه اعتماد بالای خود است که روی شانه های شخص قرار دارد.
جامعه که نیروی قوی کاری دارند و این نیرو به صورت دقیق مدیریت و رهبری گردد، پیشرفت و ترقی به استقبالش می آید.
فقط و فقط کار است که جامعه را به سوی خوشبختی رهبری می کند، کار به انرژی ضرورت دارد و این نیرو در بازوان جوانان نهفته است. جوانان نیروی بی بدیل هر جامعه است، خوشبختانه جوانان قسمت بزرگ افراد جامعه افغان را تشکیل می دهد. اگر این جوانان همه به اتفاق هم برای پیشرفت افغانستان کار و تلاش خستگی ناپذیر نمایند پس می توانند بربادی و ویرانی های ناشی از جنگ را تلافی کنند.
در جنگ جهانی دوم میلیون ها انسان، زندگی خود را از دست دادند، تعداد زیاد کشور ها ویران و تعداد بیشتر دیگر به پرتگاه تباهی سقوط کردند، مگر امروز ببینید همان کشور ها مرفه و صنعتی شده اند.
جنگ در افغانستان حدود دو میلیون انسانها را از بین برد اما بعضی کشور ها هستند که تلفات آنها چند برابر افغانستان بوده و زیان های بزرگ را نیز متحمل شدند ولی امروز مردم آن زندگی آرام دارند.
به گونه مثال در جنگ جهانی دوم، در پهلوی سایر کشور ها چین، جاپان و جرمنی میلیون ها نیروی بشری خود را از دست دادند و خسارات هنگفت مالی را نیز متقبل شدند اما با وجود این همه زیان های جانی و مالی، این ملت ها اعتماد خود را نسبت به آینده از دست ندادند و باز سازی و آبادی وطن خود را بر فرار ترجیح دادند، از همین سبب است که امروز در قطار کشور های مترقی جهان قرار دارند و مردم آن زندگی مرفه دارند.
در جمله ده کشور بزرگ اقتصادی جهان، کشور چین مقام دوم، جاپان سوم و جرمنی جایگاه چهارم را دارا می باشند.
این حقیقت است که در حال حاضر زندگی کردن دربعضی بخشهای افغانستان مخاطره آمیز است، این درست است که حالا بیکاری و بی روزگاری در اوج آن قرار دارد اما این هم درست و راه حل نیست که فرار از وطن بدیل مناسب شمرده شود. همینطور فرار هیچ تغییری در وضعیت نمی آورد و امکان دارد قرنها اوضاع همینطور بحرانی باقی بماند و شرایط باز هم بد تر شود، زیرا این مردم هستند که مسیر حرکت خود را انتحاب می کنند.
جنگ برای افغانستان مشکل بزرگی است اما مشکل بزرگتر از این هم فساد اداری می باشد که تا حدی آتش جنگ را شعله ور نگهمیدارد. برجوانان لازم است تا به جای ترک وطن برای دریافت راه حل دایمی به پا خیزند. برای امحای فساد از طریق تحرکات مدنی بالای حکومت فشار وارد نمایند. به همین گونه جوانان باید بر خلاف مهاجرت های غیر قانونی هم برخاسته و با همدیگر برای تامین صلح و ثبات کار کنند.
اگر جنگ و فساد خاتمه یابد، فرصت های کاری مساعد شده و دیگر ضرورت آن محسوس نمی گردد تا جوانان به مهاجرت های خونبار و هلاکتبار مبادرت ورزند، صرف جوانان قادرند تا با همت خود شرایط را تغییر دهند؛ نه تنها برای خود بلکه برای نسلهای آینده نیز.
همت جوانان به این اعتماد و باور را می دهد که وطن به مسیر خوب و دقیق روان است؛ به آن راهی که مردم با خوشبحتی زندگی کنند.
این مقاله را شریک نماید